یه داستان کوچیک. اما.....

تو، توی خلوت خودت خوشی. آره، اینبار خوشی

یهویی...

یه اتفاق قراره بیفته. و تو نظاره‌گری. منتظری ببینی خوبه یا بد.

اما...

بله دیگه. نتیجه اعتماد به بعضیا همینه. همیشه که نباید خوشی باشه. حالا باید سوخت. دنیا سر بالایی داره. سرازیری داره. گاهی سقوط داره در حد چی بگم...؟؟؟!!!

و این مائیم که نباید اعتماد کنیم. اگه یکی اومد جلوت ادعایی کرد، همون موقع نگو «باشه قبول». نداریم از اینا. و نه اینکه به همه شک داشته باشی. ولی باید یاد بگیری عایق باشی. تو سرما نلرزی. تو گرما نسوزی. باید جوری خودتو مقاوم کنی که توی هر شرایطی لبخند روی لبهات باشه. و همین جا بهت بگم که غلط میکنی بگی نمیشه و نمیتونم. اصلاً مگه میشه کسی وارد این وب بشه، با وای.اِی.اِس باشه و بگه نمیتونم؟ مگه داریم؟ بخند ببینم. دِ یالا. گاهی باید قهقهه زد. مثل همین ادمین که بعضیا فکر میکنن خل و چله. مگه چیه؟ فکر نکن فقط خودت تو زندگی مشکل داری. بخند عزیز دلم. آره نازم. بخند خوشگل :)


موضوعات مرتبط: یهویی نویساجتماعیطنز
برچسب‌ها: یهوییخندهفانباحالگروهتیمکمپینلبخندلبخند بزنوایایاسوای ای اسفنجانچایداستانداستانکجوکخلوتتنهاییگریهغمگینغمناراحتخداخوشدلخوشالکی خوشقهقههسردیخداغگرماتفاقحادثهیهویی خندهچگونه جذاب شویمچگونه لبخند بزنیمچگونه محبوب شویمطرفدارچگونه همیشه بخندیمچگونه فراموش کنیممنتظرانتظاراعتمادشکاکشکنتیجهنتیجه گیریآزمایشادعاسنگینفاز سنگینتیکه دارسقوطسقوط یک فرشته ادمینمقاوموب غلطدرستنازعشقعزیزخل و چلدیوونهمجنونخوشگلyasyas

تاريخ : پنج شنبه 14 آبان 1394 | 15:1 | نویسنده : فاطمه |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 11 صفحه بعد

.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • کینگ بلگ